پدر شهید جواد علیزاده: عکسی که با پول تو جیبیش گرفته بود؛ عکس حجله شهادتش شد
به یاد دارم روزی جواد با عکس رنگی زیبایی از چهره خودش به منزل آمد و گفت هزینه عکسش را با پول توجیبی هایی که گرفته و خرج نکرده تهیه کرده، عکسش را روی طاقچه خانه می گذارد و باشوق به آن نگاه می کند.
اختصاصی/ به گزارش خبرگزاری حیات، در شلوغی سالن چشمم به مردی می افتد که گوشه خلوتی جدا از هیاهوی دیگران ایستاده مردی که چشمانش نشان از صبری عظیم داردو همچنان بعد از گذر از فرازو نشیبهای زمان همچنان چون کوهی استوار ایستاده است: کرامت علیزاده پدر شهید جواد علیزاده ازفرزند شهیدش برایم می گوید: جواد فرزند ارشدم بوده و هست، سال 65 تحصیلاتش را نیمه کاره تمام می کند و عزمش را جزم می کند که راهی نبرد با دشمن غاصب گردد. او می گوید زمانی که جواد مرا از تصمیمش برای رفتن به جبهه با خبرکرد: اورا باتوجه به اینکه خود سختیهای دوران خدمت را چشیده بودم آگاه ساختم اما جواد بر تصمیمش مصمم بود وشوق رفتن به جنگ و دفاع از ناموس و آب و خاک وطنش در قلب و ذهنش موج می زد. بنا بر خواسته قلبی جواد اورا عاشقانه بدرقه می کنم. کرامت می افزاید: به یاددارم روزی جواد با عکس رنگی زیبایی از چهره خودش به منزل آمد و گفت هزینه عکسش را با پول توجیبی هایی که گرفته و خرج نکرده تهیه کرده، عکسش را برروی طاقچه خانه می گذارد و باشوق به آن نگاه می کند.پدر شهید جواد علیزاده آهی از دل می کشد و می گوید الله اکبر همان عکس شد عکس حجله شهادتش،انگار به جواد الهام شده بود به زودی با افتخار این دنیا را ترک می کند. کرامت علیزاده در ادامه می گوید: سرانجام جواد در تاریخ 31/4/65 در منطقه پیرانشهر که به عنوان بیسیم چی برای شناسایی منطقه به همراه همرزمانش راهی شده بود به دیدار حق شتافته و شهید می شود. پدر می افزاید : جواد یک روز قبل از شهادتش یعنی در تاریخ30/4/65 وصیت نامه خود رانوشته بود ودر آن عنوان کرده بود،شهید را حنوط و غسل و کفن نکنیدو بگذارید با همان لباس خدمت به زیارت رسول الله نائل شود.. کرامت در ادامه می گوید: با دیدن جنازه جواد الحمدالله گفتم و خداوند رحمان را از داشتن چنین فرزندی شکر کردم....